الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
29
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
مشايخ قم از آنها اطلاعى نداشته و خاطرنشان نكرده بودند . اين دو بزرگوار برادر ديگرى به نام حسن داشتند كه فرزند متوسط على بن حسين بود و همواره به زهد و عبادت اشتغال مىورزيد و از رفت و آمد با مردم احتراز مىكرد و از مراتب فقهى برخوردار نبود . ابن سوره مىنويسد : هرگاه ابو جعفر ( محمد ) و ابو عبد اللّه ( حسين ) دو فرزند على بن حسين ، مطلبى ايراد مىكردند ، حاضران از كثرت حافظهء ايشان به شگفت مىآمدند و مىگفتند اين موقعيت ازآنجا براى شما به دست آمده است كه براثر درخواست حضرت بقية اللّه ، به پدرتان ارزانى شدهايد . و اين موضوع زبانزد مردم قم مىباشد . شيخ طوسى بار ديگر در كتاب غيبت از گروهى از اعلام از حسين بن على بن بابويه نقل كرده است كه گفت : گروهى از همشهريهاى قمى ما كه در بغداد مىزيستند در همان سالى كه قرمطىها بر حاجىها حمله كردند و همان سال هم ستارهباران شد ، براى من حكايت كردند : پدرم در ضمن نامهاى كه براى شيخ ابو القاسم حسين بن روح ( قدس اللّه روحه ) نوشت ، اظهار داشت كه از مقام حضرت بقية اللّه اجازه بگيرد تا امسال را به مكه مشرف شوم . توقيعى صادر شد : « امسال از رفتن به مكه خوددارى كن . » بار ديگر به عرض رسانيد رفتن به مكه نذر واجبى است و ممكن است از چنين نذرى چشمپوشى كرد ؟ توقيعى صادر شد هرگاه از رفتن به مكه چارهاى ندارى با آخرين قافله عازم مكه شو ! پدر من حسب الامر ، همراه با آخرين قافله حركت كرد و به اين وسيله از كشته شدن رهايى يافت ؛ حال آنكه قافلههاى پيشين به دست قرمطىها از پاى درآمدند . باز شيخ طوسى در كتاب غيبت از عدّهاى از ابو عبد اللّه حسين بن على بن بابويه نقل كرده است كه گفت : جمعى از قمىها از جمله احمد بن على بن عمران صفار و علويه صفار و حسين بن احمد بن ادريس ( رحمهم اللّه ) اظهار داشتند : در آن سال كه على بن بابويه درگذشت وارد بغداد شديم . ابو الحسن على بن محمد سمرى احوال ابو الحسن على بن حسين را از كسى كه نزديك او بود جويا شد . پاسخ داد : هنوز در قيد حيات است و به كار خود اشتغال دارد ، حتى همان روزى هم كه وفات كرد احوال او را جويا شد . وى